برچسب: نویسنده: یاسین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 15:45
❄️❄️ @memento_stareo❄️ ❄️❄️ ❄️لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا...❄️ نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود....❄️ انقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن...❄️ صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلصنا من النارشون تو کل محل پیچیده بود...❄️ اومدم برم تو مسجد❄️ دیدم یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه....❄️ یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم❄️ هیچکی ازش حتی یه فالم نمیخرید ...❄️ بی اعتنا از
برچسب: نویسنده: یاسین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 15:45